تبليغاتX
شاید این جمعه بیاید شاید...
کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی×××باز کن در به جز این خانه مرا نیست پناهی

یا اباصالح المهدی(عج)

یا اباصالح المهدی(عج)

یا اباصالح المهدی(عج)

یا اباصالح المهدی(عج)

یا اباصالح المهدی(عج)

من نمی گویم چه شد گویند در چشم علی

                                                سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود

 

 

چی کار کردیم؟

چه جوابی داری بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیاید حداقل با خودمون روراست باشیم...........................!

چه جوابی داری؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:47 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

 

این ابرا ما  شما و کارامونیم!

بعد از نه ماه و چهارده روز دوباره سلام

طاعات جمیع خوانندگان محترم و محترمه قبول درگاه باری تعالی.

توی این شبا و روزا ما رو از یاد نبرید که دعا لازمیم!

یه سوال:

چند وقتیه یه مسئله ای ذهنمون رو مشغول کرده:

مقدمه:

1)دراینکه ظهور امام زمان (عج) خوبه که شکی نیست.

2) از طرفی ما شنیدیم (فقط شنیدیم، اگه شما مبنعی دارید لطفاً ذکر کنید!) که می گن با زیاد شدن فساد و پلیدی تو جامعه آقامون زودتر می یاد.

نتیجه :

حالا با در نظر گرفتن دو تا مقدمه ی بالا نتیجه ای که به ذهن ناقص ما می رسه اینه که شمایی که آدم خوبه ی این دنیا هستی و داری از این افزایش فساد جلو گیری می کنی، پس داری باعث تاخیر تو ظهور آقا می شی!

ما که هر چی فکر کردیم به نتیجه ای نرسیدیم که لااقل خودمون رو راضی کنه. تنها چیزی که بهش رسیدیم اینه که باید اول بدونیم که اصلا معنی ظهور چیه ؟ آیا فقط یه دفعه اتفاق می افته؟ آیا فقط یه آدم این کار رو می کنه؟ آیا ظهور فقط یه معنی داره با بسته به شرایط هر آدمی معانی مختلف پیدا می کنه؟ آیا.........؟ آیا..........؟آیا...........؟

بعد بریم سر این مسائل.

اگه شما می تونید کمکی کنید خواشمندم دریغ نفرمایید.

علی یارتون

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 13:40 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

سلام آقا

می دونم...

ببخشید...

خوب شرمنده ام دیگه...

چه کنم نمی شد...

آقا کمکم کن از این سد کنکور با سر بلندی رد بشم. هم من هم همه.

خیلی دوستت دارم دارم آقاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

حالا دو کلام هم با شما صحبت می کنم.

سلام دوستای عزیز

باعرض معذرت یه چند ماهی نمی تونم بیایم!!!!

کنکور و هزار درد بی درمون

واسم دعا کنید

هم واسه من هم واسه همه ی کنکوریا.

انشا الله دعا وقتی برمی گردم با دست پر بیام

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 21:38 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

تولد مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک

انشا الله صد سال به هاین سالا آقا رضا

هر کی امشب رفته پابوسش

حتی اگه با یه اشک

یه سلام

یه نماز

یا اگه تو خود خود حرم هست

مارو یادش نره

از لابه لای روزنه ی پولاد دیده ام

دل های خسته را به تبسم کنی رصد

التماس دعا دارم شدیداً

دست آقا به همراهتون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:6 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

 

* از عيثم بن أشيم ، از معاوية بن عمار ، منقول است كه امام صادق ( ع ) فرمود : روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مسرور و شادمان وخندان بيرون آمدند ، مردم به آن حضرت عرض كردند : اى رسول الله ( ص ) خداوند بر خنده وسرور شما بيفزايد ، حضرت رسول صلى الله عليه وآله فرمود : هيچ شب وروزى برمن نمیگذرد مگرآنكه خداوند برايم در آنها تحفه و هديه اى میفرستد ، آگاه باشيد كه پروردگارم امروز تحفه اى به من داد كه تاكنون چنين تحفه اى به من نداده بود ، جبرئيل بر من نازل شد و سلام پروردگارم را برايم خواند وگفت : اى محمد خداوند هفت نفر از بنی هاشم را برگزيده است كه مانند آنها را در گذشته نيافريد ، ودر آينده هم نخواهد آفريد ، تو اى رسول خدا آقا و سرور پيامبرانى و على بن أبي طالب وصى و جانشين تو ، سرور و بزرگ اوصيا است ، و حسن و حسين دو سبط ( نوهء دخترى ) تو آقا و سرور اسباط هستند و حمزه عموى تو آقا و سرور شهدا است ، و جعفر پسر عموى تو پرنده اى در بهشت است هر زمان كه بخواهد همراه فرشتگان پرواز مىكند و حضرت قائم ( عليه السلام ) از شماست از نسل على و فاطمه و از فرزندان حسين ( عليهم السلام ) كه وقتى خداوند حضرت عيسى پسر مريم را از آسمان به زمين آورد پشت سر او نماز خواهد گزارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:37 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

یا ابا صالح المهدی

به شکوه جوانه ها سوگند

به تب سبز دانه ها سوگند

که ز پا هیچ و هیچ ننشینم

تا شکوفای فجر را بینم

عاقبت آن سوار می آید

بی قراران قرار می آید

آقااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

از غم هجر نکن ناله و فریاد که دوش

 زده ام فالی و فریاد رسی می آید

سلا م آقا

این جمعه هم گذشت

تا جمعه بعد هستیم در خدمتت

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 18:38 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

سلام

بعد از روزها و هفته ها برگشتم

یعنی اجازه ی برگشتن بهم دادن

ماه رمضونی انگار الیاس سراغ ما هم اومده بود(نمی دونم باید بخندم یا گریه کنم)!!!

اما هر چی که بود تو این چند وقت لیاقت اومدن به اینجارو نداشتم

نمی دونم چطوری بگم ...هر کاری می کردم که بیام و یه پست بذارم تا لااقل بگم که من هنوز زنده ام نمی شد

حالا فهمیدم هر کاری آدمشو می خواد!!!

فکر نکنید الکی اومدی نشستید پای سیستمتون ، یه پستی میذارید توی وبلاگ و یه هفته می رید دنبال کارتون

نه ...

نه خدا...

نه به علی...

باور کنید این چیزایی که توب وبتون یا حتی توی نظراتتون می نویسید حرفای خودتون نیست

این شما نیستید که تصمیم گرفتید این حرفارو به زبون بیارید

این حرفا با برنامه ریزی قبلی به زبونتون جاری می شن

 

بابا...

به خدای محمد(ص) شما برگزیده شدید!!!

فکر نکنید دارم این غیبت طولانی مدتم رو توجیح می کنم

فقط اومدم بگم که یه خطایی ازمون سر زد آقا هم با این کار تنبیهمون کرد

حالا که برگشتم واسم دعا کنید...دعا کنید که لایق موندن باشم.

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 22:0 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

السلام علیک یا مهدی

سلام

امشب شب تولد عزیزمه

نمی دونم چی کار کنم

آقا:

تنها حاجتم سلامتیه شماست که اونم از خودتون می خوام

فقط می خوام بگم:

تولد مبارک آقا مهدی

تولد مبارک

انشاالله از این شبا دست خالی نگذریم

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 22:19 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

سلام

 تولد مبارک

چیز دیگه ای نمی تونم بگم

امروز خیلی خوشحالم!

نمی دونم چرا

دورو وریام می گن تو چقدر الکی خوشی

ولی خوب گفتم که دست خودم نیست

حالا خوبه چیز دیگه ای نمی تونم بگم !اگه می تونستم جی می شد؟؟؟؟!!!!!

                                        

مومن سکوت می کند تا سالم ماند و سخن می گوید تا سود برد.(امام سجاد)

          

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 22:47 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

سلام دوستای عزیز

طبق قولی که داده بودیم برگشتیم.

ممنون از دوستایی که با نظراتشون مارو هل می دن تا یه چیزایی بنویسیم.

اثبات وجود همسر و فرزند مهدی موعود(عج) با استناد بر ورایات:

در مورد همسر و یا همسران حضرت بقیة الله (عج) فقط یک سر نخ وجود دارد و آن روایتی است که مرحوم (( کفعمی)) در مصباح نقل کرده است.بر اساس این روایات :((همسر حضرت بقیة الله (عج) ا ز نسل ((عبدالعزّی)) پسر عبدالمطلب می باشد.)) 1  

 اما در مورد اولاد آن حضرت روایاتی هست که وجود آنها را به روشنی اثبات می کند:

1)سید بن طاوس در جمال السبوع می فرماید :روایاتی با سند های متصل یافتم که حضرت ولی عصر(عج) را اولاد بسیاری هست که در شهرهای کرانه ی دریا حاکم و والی هستند، ودر نیکی و بزرگواری در راس نیکان روزگار و در قله ی صفات ابرار و اخیار هستند. 2

2) امام صادق (ع) می فرماید: برای صاحب این امر دو غیب است که یکی از آنها به قدری طولانی می شود که برخی از مردم گویند: وفات کرده،برخی گویند :کشته شده و برخی از مردم گویند:آمده و رفته.جز تعداد از اندک از شیعیان،بر باور خود استوار نمانند.و کسی از اقامتگاه او مطلع نشود،حتی فرزندانش جایگاه او را ندانند.به جز کسی که متصدی امور اوست.)) 3

3) محمد بن مشهدی در(( مزار)) از امام صادق نقل می کند که فرمود:((گویا می بینم نزول قائم (عج) را در مسجد سهله ، با اهل و عیالش.)) 4

4)رسول اکرم (ص)در آخرین شب زندگی خود قلم و دواتی خواست، وصایای فراوانی املا کرد وامیر المومنین (ع) نوشت. آنگاه وصایایی هم در رابطه با فرزندان حضرت مهدی(عج) بیان فرمود و دستور داد که آن را امامان معصوم (ع) دست به دست به حضرت مهدی (عج) برسانند و او نیز به هنگام وفات به پسرش تقدیم نماید. 5

مرحوم شیخ حر عاملی ، در کتاب ((الا یقاظ من الهجعه)) بابی را به بحث از دولت فرزندان حضرت مهدی (ع) اختصاص داده است. 6

در برابر احادیث یاد شده فقط یک روایت داریم که ظاهرش با روایات فوق سازگار نیست و آن روایتی است که می گوید:(( هر امامی باید فرزند داشته باشد، به جز مهدی(عج) که فرزندی ندارد.)) 7

میرزای نوری می فرماید:ظاهر اینست که مراد حضرت،از نداشتن فرزند، یعنی فرزندی که امام باشد، زیرا آن حضرت خاتم الاوصیاء است و فرزندی که امام باشد ندارد. 8

مرحوم شیخ طوسی نیز با توجه به روایت فوق می فرماید: هرکس بگوید حضرت مهدی (عج) فرزندی ((امام)) دارد، که تعداد امامان 13 عدد بشود ،سخنی باطل گفته است. 9

روی این بیان از بررسی مجموع احادیث استفاده می شود که حضرت مهدی(عج) را فرزندان بسیار است که همه از اولیاء، صلحاء و شرفا هستند ولی سمت امامت ندارند که(( امام)) منحصر به دوازده معصوم است.

1)نجم الثاقب ص 224

2)جمال السبوع ص 512

3)غیبت شیخ طوسی ص 103 و بحارالانوار ج 52 ص 153

4) نجم الثاقب ص 225

5) الا یقاظ من الهجعه ص 393، غیبت شیخ طوسی ص 97 و بحارالانوار ج 53 ص 148

6)ص 392- 405

7) غیبت شیخ طوسی ص 134

8) نجم الثاقب ص226

9) غیبت شیخ طوسی ص137

توی پست بعدی اگه زنده بودیم به بررسی این موضوع به کمک دعاها می پردازیم.

التماس دعا

دست آقا به همراهتون
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 21:9 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

تقدیم با عشق به تو ای منتظر

سلام دوستای عزیزم

 توی این پست در مورد اینکه آیا حضرت بقیة الله (عج) در غیبت کبری همسر و فرزندی دارد یا نه صحبت می کنیم.

دلیل قطعی بر وجود یا عدم آن نداریم. تنها چیزی که هست این است که سه نوع شواهد و قرائن داریم که وجود همسر و فرزندی را برای آن حضرت اثبات می کند:

1)قواعد کلی

2)روایات

3)دعاها

 

1)قواعد کلی

احکام کلی شریعت محمد(ص) ایجاب می کند که حضرت بقیة الله (عج) نیز چون دیگر پیشوایان معصوم تشکیل خانواده داده، از سنت جد بزرگوارش حضرت ختمی مرتبت(ص) پیروی نماید.

میرزای نوری می فرماید:((چگونه ترک خواهند فرمود چنین سنت عظیمه ی جد بزرگوار خود را،با آنهمه ترغیب و تحریص که در فعل آن،و تهدید و تخویف که در ترکش شده است. سزاوارترین امت در اخذ به سنت پیامبر (ص) امام عصر است و تا کنون کسی ترک آن را از خصایص ایشان نشمرده است)).  1

مرحوم نهاوندی می فرماید:(( بالجمله بعد از اعتقاد به زندگی و غیبت آن بزرگوار ، و استحباب تناکح و تناسل و منع از رهبانیت و عزوبت، لابد آن حضرت را عیال و اولاد باشد. و کثرت آن به سبب طول عمر ،چنانکه عادت اقتضا می کند ،باعث اختیاری بلدی خاص است که خالی از غیر خواص باشد.تا آنکه ذکر آنحضرت چنانکه مقتضای حکمت غیبت است،مستور بماند. و اولاد او هم با آسودگی خاطر زندگی کند. پس گول این شبهات را مخور و انکار وجود بلاد و اولاد آن بزرگوار را افسانه شمر:) )    2 


۱)‏نجم الثاقب ص 224

۲)العبقری الحسان ج2ص 134

 

 

 تعجب نکنید از کوتاه بودنش!دوست دارم خلاصه باشه اما عمیق تا تفکر و توجهتون جلب بشه.

انشاالله توی پست های بعدی این موضوع رو با توجه به روایات و داعاها بررسی می کنیم.

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 15:48 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

بسم ربِّ المهدی

بعد از ۱۹ روز سلام

برگشتم اما نمی دونم چرا این جوری؟!

توی این روزای اخیر رفته بودم پی خودیابی...یه مدتی بودم خیلی از خودم و خدای خودم دور شده بودم...هر وقت می خواستم از  خودم یادی کنم یا وقتی به آینه ی دلم نگاهی می نداختم،انگار یه نفر توی دلم می گفت: ببخشید شما؟ به جا نمی یارمتون!

این طوری شد که گفتم بذار یه سری به خودم بزنم ببینم کجای این دنیاام...توی این سه روز که برای اولین بار تجربش می کردم خیلی چیزا دیدم و خیلی چیزا شنیدم...اما چقدر استفاده کردم،الله اعلم...

رفته بودم خودم رو پیدا کنم ولی...پیدا که نکردم هیچ تازه فهمیدم من تو این دنیا گم شدم! اما این گم شدن و سردرگمی هزار بار می ارزه به اون پیدا بودن و غرور دروغین سابقم.

نمی دونم چطوری باید توصیف کنم اما انجا با کسانی آشنا شدم که فهمیدم، من، اول راه که هیچی ، هنوز به راه نرسیدم.

خیلی عقبم!بی خبر از اینکه این کاروان در حرکته و من دارم درجا می زنم و با چه تفکر مضحکی خودم رو بنده! می دونستم...تازه فهمیدم حالا حالاها باید برم تا به راه برسم...حالا طی کردنش پیش کش.

  شاید این درسته که هیچ وقت نمی شه یه حس رو توصیف کردن چون می دونم ((آن را که خبر شد خبری باز نیامد)) اما ما کجا و خبر کجا؟ سعی می کنم که یه چیزایی بگم.

 از وقتی که برگشتم خونه می گم:

چون در خانه ببستم

دگر از پای نشستم

گویی یا زلزله آمد

گویی یا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه ی شهر غریبم

انگار هیچ کس رو نمی شناسم ...دلم با هیچ چیز صاف نمی شه...خونه، کوچه،محله،همسایه،مادر،پدر...با همشون غریبه ام.نمی دونم شاید دیوونه شدم!ولی نمی دونید چه لحظه ای بود زمان دل کندن بعد از سه روز...

حالا... چه سخته وقتی فکر می کنی قراره از این به بعد شب هات جایی غیر از اونجا سپری بشه...چه سخته وقتی فکر می کنی قراره از این به بعد با کسانی هم صحبت بشی که غیر از خدا و آدمای اونجاهستن ...

اصلا دوست ندارم به این شرایط عادت کنم... دوست همیشه توی این غربت بمونم... دوست دارم تشنه باشم...

الان دو روزه که این انتظار شروع شده

تا 13 رجب سال دیگه منتظرم البته اگه عمری باشه

دعا کنیم قول هایی که دادیم یادمون نره

خالی از لطف نیست اگر برای عالم عالی قدرمون مرحوم آیت الله مشکینی فاتحه ای بخونیم

بسم الله الرحمن الرحیم

...

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

                                

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 13:40 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

                      السلام علیک یا صاحب الزمان

خبر آمد خبری در راه است

سلام دوستان عزیز

با عرض شرمندگی باید خدمتتون عرض کنم که یه مشکل کوچیک برام پیش اومده که یه مدتی نمی تونم باشم

از همتون می خوام منو ببخشید

راستی تولد بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) رو به همتون تبریک می گم

خیلی دعام کنید

التماس دعا

دست اقا به همراهتون

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:11 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

     دلم گرفته اقا                    

                      السلام علیک یا ابا صالح المهدی

خبر آمد خبری در راه است

سلام

نمی دونم چی بگم

امشب شب جمعه ست. یعنی فردا جمعه ست.نمی دونم از انتظار بنویسم... از دلهای شکسته بنویسم  ... از حرفایی که توی گلو مونده و آدم محرمی واسه گفتنشون پیدا نمی کنه بگم.خودمونیم یه سر بگردون و اطرافتو نگاه بنداز...تو کسی پیدا می کنی که نامحرم نباشه ؟؟؟

 نمی دونم .

آقا شما می دونی ؟؟؟ به شما بگم ؟؟؟ مگه نبودی امروز ظهر؟ مگه ندیدی چی شد؟ مگه خدا خدا نمی کردم که جور شه؟

 آخه می دونید چیه... امروز لب مرز بودم!یه سر سوزن با کربلا فاصلم بود همه چیز داشت جور می شد که...

شما جای من بودید چی کار می کردید ؟ وقتی بین این تا می مونید که آقا تو رو می طلبه یا نه؟

شیر یا خط می ندازی؟

 آیة الکرسی می خونی؟

چشماتو می بندی و انگشتاتو به هم نزدیک می کنی تا خودتو قانع کنی که الان جور می شه ؟

 یا...

اگه مردی حالا بگو چه حالی بهت دست می ده:

 بعد از این همه دل نگرونی و الهی الهی گفتن یه هو بهت بگن انشاالله بمونه واسه بعد... واسه شما جوونا وقت زیاده...

خودمونیم چه حالی بهت دست می ده؟؟؟

آقا ... می دونم لیاقت ندارم... چه کنم دل آروم نمی گیره ... کمیل بااون عزمتش نتونست دلم و سر و سامون بده .پس دست به دامن کی شم؟ کی دردم و می دونه؟ کی دردمو دوا می کنه؟

خوش به حالتون ... با شما ام ... اونایی که فقط یه بار نه بیشتر ...فقط یه بار رفتید یه بار بوی اونجا... یه بار هوای اونجا ...یه بار عطر نفسای حسین بهت خورده.

به کی بگم ؟

آقا به تو بگم

حسین تو می شنوی صدامو؟

عباس به تو بگم؟

مادر تو که حرف دلمو می دونی ... تو دیگه چرا؟؟؟

 

به قول حاج حمید"گفتن دوری و دوستی، اما نگفتن انقدر طول بکشه ...گفتن کربلا ، اما نگفتن آدمو دیوونه می کنه."

 

این جور موقع ها آدم فقط می تونه این طوری خودشو قانع کنه:

               " حتما حکمتی داشته"

قبول کنید قبولش سخته

واسم خیلی دعا کنید

شدیداً شدیداً شدیداً ... دعا لازمم

التماس دعا

دست آقا به همراهتون

 

 

                          ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                          ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                          ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                          ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                          ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                          ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 23:31 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

                                        (( یا مهدی ادرکنی))

 

شیخ ما ثقة الاسلام نوری در ((دارالسلام)) از شیخ خود معدن الفضایل و المعانی، مولانا الحاج ملا فتحعلی سلطان آبادی نقل کرده که فرمود:

 

عادت و طریقه ی من بر آن بود که هر کس از دوستان اهل بیت را که خبر فوتش را می شنیدم دو رکعت نماز در شب دفن او برای او می گزاردم،خواه آن میت را بشناسم یا نشناسم  و هیچ کس بر این طریقه من مطلع نبود ، تا آنکه روزی یکی از دوستان مرا در راهی ملاقات کرد.

گفت: دیشب خواب دیدم فلان شخص را که در این ایام فوت کرده و پرسیدم از حال او و از آنچه بر او گذشته پس از مردن؟

گفت: من در سختی و بلا بودم و مآل کارم به عِقاب بود، الا آنکه دو رکعت نمازی که فلانی خواند - و اسم شما را برد- آن دو رکعت نماز مرا از عذاب نجات داد؛ خدا رحمت کند پدرش را به این احسانی که از او به من رسید.(1)

 

و نیز از چیزهایی که نافع است برای وحشت قبر آنکه رکوع نماز را کامل و تمام کند، چنانکه از حضرت امام محمد باقر(ع) مروی است که کسی که تمام کند رکوع خود را داخل نشود او را وحشتی در قبرش.(2)

و نیز آنکه در هر روزی صد مرتبه بگوید:

((لا اله الا الله الملک الحق المبین))

تا بوده باشد برای او امانی از فقر و وحشت قبر و بکشد به سوی خود توانگری را و گشوده شود برای او درهای بهشت ، چنانکه در خبر وارد شده است.(3)

و نیز انکه بخواند سوره (یس) را پیش از آنکه بخوابد، (4) و آنکه بخواند نماز( لیلة الرَّغائِب) را.

و هر که عیادت کند مریضی را حق تعالی موکل فرماید به او ملکی که عیادت کند او را در قبرش تا وقتی که وراد محشر شود.(5)

و از ابو سعید خدری منقول است که گفت: شنیدم که حضرت رسول (ص) به علی(ع) می فرمود: یا علی! شاد شو و مژده بده که نیست برای شیعه تو حسرتی وقت مردن،و نه وحشتی در قبور، و نه اندوهی در روز نشور(6).

1- دارالسلام، نوری،ج2،ص 315.

2- بحارالانوار،ج6،ص 244.

3- بحارالانوار،ج87،ص 4.

4- بحارالانوار،ج92،ص 289.

5- ثواب الاعمال،ص 231.

6- بحارالانوار،ج7،ص 198.

                                 ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                                 ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                                 ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                                 ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

                                 ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

 

التماس دعا

دست اقا به همراهتون

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 23:49 دل نوشته های  يکی مثل خودت  | 

 
\

*
*
*
*
*
*
*